![]() |
![]() |
|
|
اين روزها گاهی جلوی آينه می ايستم و اشکها مو نگاه ميکنم. ميخوام همه ی اشکهامو جمع کنم توی يه شيشه تا وقتی ديدمت بهت نشون بدم. شايد هم برای روزتولدت بهت هديه دادم. اين روزها هوای اتاقم بدجوری خزونيه. همه اش آسمون ابريه. انگار آسمون هم ميخواد اشکا شو جمع کنه. این روزها همه اش ابرـ همه اش بارون ـ همه اش اشک ـ همه اش باد ـ همه اش بغض ـ همه اش تنهايی ـ همه اش تنهايی ـ کاش فقط يه کم تنها نبودم. کاش يه کم خسته نبودم. اين روزها کاش فقط يه کم تو بودی.فقط يه کم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آبان 1384ساعت 0:24 توسط انسیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوچه ها شاید ندانند این چنین دلگیرم امشب
این همه افسرده حالم ای خدا میمیرم امشب |
| پیوندهای روزانه |
|
حرف دل عاشق آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|