![]() |
![]() |
|
|
عصر اونروز زير بارونو بهم برگردون
بوسه ي رنگ تابستونو بهم برگردون تو زمستون دس قلبت منو آتيش مي زد كرسي داغ زمستونو بهم برگردون توي تالار مه اون شب پاييزي نرم بازي ليلي و مجنونو بهم برگردون توي فال افتاده بود عاشقمي يادت مياد ؟ فال راست توي فنجونو بهم برگردون موهامو ريخته بودم دور نگاهت يادته ؟ عكسا و موي پريشونو بهم برگردون تو حياط زير درخت ، كنار حوض ماهيا خاطرات لب ايوونو بهم برگردون من مي خوام با تو باشم فرقي نداره چه جوري تو بمون با اين كارت ، جونو بهم برگردون با نگات باز بيا آتيش بسوزون توي دلم برق اون چشماي شيطونو بهم برگردون حرفاي مثل عسل ، شعراي مثل مرواريد دعاهاي زير ناودونو بهم برگردون مي دوني ما تو خيال به خيلي جاها رسيديم لااقل آيينه و شمعدونو بهم برگردون يادته اسم تو رو با خون نوشتم رو ديوار نامه هامو نمي خوام خونو بهم برگردون دوتا گلدون يادته داديم به هم تا ته عمر يه كم عادل باش و گلدونو بهم برگردون دلمو بردي كجا راس بگو من چش مي ذارم برو خونه ، برو بيرونو بهم برگردون حرف و قولات چي مي شه ؟ يعني فراموشش كنم ؟ پس تو هم قولاي پنهونو بهم برگردون دل من واسه خودش دار و درخت و گلي داشت تو سوزونديش ، دل ويرونو بهم برگردون من مي خوام برم به يه جزيره ، به يه جاي دور اجازم دست تو ا ... اونو بهم برگردون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 20:55 توسط انسیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوچه ها شاید ندانند این چنین دلگیرم امشب
این همه افسرده حالم ای خدا میمیرم امشب |
| پیوندهای روزانه |
|
حرف دل عاشق آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|